فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

  •  تئاتر در امريكاي دهه‌ي شصت دستخوش تحولات بسيار شد و به دنبال آن نگرش دوران به نمايش، فنون بازي و كارگرداني، مخاطب، محيط اجرا، و نظريه‌ي نقد تئاتر هم دچار تغييرات و اصلاحات بي‌شماري شد تا با روح دوران خود‌ همساز شود. حال در دهه‌ي هفتاد دوباره شاهد تغييرات پرشتابي در دامنه‌ي تئاتر تجربي و مهم‌تر از همه رابطه‌ي آن با جرايد، دانشگاهها، نهادها، بنگاه‌هاي تئاتر، مخاطب و ساير هنرها هستيم.شما به عنوان فردي كه در طول هردو دهه در زمينه تئاتر فعاليت داشته‌ايد چه برداشتي از اين تغييرات به وجود آمده داريد؟

 

ريچارد كاستلانتز (1940 -)، منتقد

نويسنده، هنرمند و منتقد پركار امريكايي و از مدافعين سرسخت آوانگارد. وي با نوشتن در هودسون ريويو و نيويورك تايمز وارد صحنه ادبي دوران خود شد و در كنار نوشتن متون ادبي و داستان و ويرايش چندين جنگ ادبي در صحنه سياست هم بعنوان يك آرنارشيست ليبرتاريا مقالات سياسي فراوان نوشته و در حال حاضر سردبيري مجله ليبرتي را هم بر عهده دارد.

 

كسي براي نظر كهنه‌پرستي كه دچار پيري زودرس شده تره هم خرد نمي‌كند اما من واقعا فرق چنداني بين دهه‌هاي شصت و هفتاد نمي‌بينم. به‌عنوان تاريخ‌شناس فرهنگي كه درباره گرايشات مترقي در همه هنرها مفصل نوشته تنها يك دوره عظيم مي‌بينم كه آن هم حدود 59-1958 آغاز شد. آثار مهم هنر اجرا در اين دوره عبارت بودند از هجده اتفاق در 6 بخش (1958) آلن كاپرو و رابطه (1959) محصول گروه تئاتر زنده. تقريبا همه اتفاقات راديكال در تئاتر بعد از اينها رخ داد، به اضافه‌ي اثر تئاتر كيج-كانينگهام-راسكنبرگ  در سال 1952.

در مورد تئاتر راديكال هم مخصوصا در رابطه ‌آن با مطبوعات، دانشگاه، نهادها، بنگاه‌هاي تئاتر و مخاطب تغييرات جامع و پرشتابي نمي‌ببينم. واقعيت آن كه بي‌فرهنگ‌ها هنوز هم بي‌فرهنگ‌ مانده‌اند و مجاهدان تئاتر هم مي‌كوشند به رغم همه اينها در همه انواع هنري سرپا بمانند.


كارل وبر (1925 -)، كارگردان

اين كارگردان كهنه‌سال تئاتر از سال 1984 به تدريس در دانشگاه استانفورد مشغول است. در آلمان متولد شده، در سال 1952 دستيار كارگردان برتولت برشت و دراماتورژ و بازيگر كمپاني تئاتر برلينر اينسمبل بوده. از 1957 به بعد نمايش‌هاي مهمي را در آلمان، امريكا، كانادا و ديگر كشورها كارگرداني كرده. ترجمه‌هاي ماندگاري هم از نمايشنامه‌نويسان مطرح آلماني از خود باقي گذاشته است.

 

در اوايل دهه شصت تئاتر امريكا كم‌كم متوجه پيشرفت‌هاي تئاتر اروپا در طول جنگ جهاني دوم شد. براي مدتي كوتاه علاقه‌ي وافري به برشت و الگوي تئاتر سياسي متعهد اما كاملا «تئاتري» او نشان داد. اما اين شيفتگي سطحي ماند. آنچه به واقع در دانشجويان و حرفه‌اي‌هاي تئاتر امريكا تاثير گذاشت پيشرفت‌هايي بود كه تئاترهاي اروپايي كمتر اجتماع‌مدار و بيشتر ضداجتماع به دست آورده بودند؛ كساني چون آرتو، آبسرد‌ها، گروتوفسكي و ديگران. اين‌ها گوروهاي حقيقي تئاتر تجربي امريكا شدند. لازم به ذكر نيست كه اين‌ها تاثيرات بسيار مثبت و احياكننده‌اي داشتند و رويكردهاي تازه‌ي بسياري در شيوه‌هاي بازي، اجراي صحنه و نوشتار به بار آوردند. اما از سوي ديگر بدعت‌گذاران بسياري در امريكا را به سوي نخبه‌گرايي، درون‌گرايي و سري‌گرايي سوق دادند كه اغلب با تحقير متكبرانه‌ي مخاطب همراه بود. اينها يك نكته را ناديده گرفتند اين كه مخاطب يكي از دو عنصر تشكيل‌دهنده‌ي پديده‌ي «اجرا» است.

حال در اواخر دهه‌ي هفتاد تئاتر دولتي بعضي از گروههاي تجربي پانزده سال گذشته را در خود پذيرفته، سروصداي بقيه كم كم خوابيده يا به بن‌بست رسيده‌اند، بارقه‌هايي كه زود خاموش شدند. در همين حال در اروپا نسل تازه‌اي از تئاتري‌هايي با روحيات و افكار كاملا سياسي وارد گود شده‌اند. اينها جذب آثار برشت شده و آنها را مناسب موضوعات زمان خودشان پرورش داده‌اند. نمونه كارهاي ايشان در اينجا هم تدريجا مورد توجه قرار گرفته. حال مي‌توانيم شاهد توجه رو به گسترش افراد به اشكال مختلف تئاتر اجتماعي و سياسي به آن طريقي كه برشت، پيسكاتور، استره‌لر، پلانشون، و ديگران طي دهه‌هاي گذشته در اروپا ايجاد كرده بودند باشيم. اين همان تئاتري است كه خرد را جانشين آيين مي‌كند، شناخت را جاي تلقين مي‌نشاند و مهارت‌هاي هنري صنايع بديع و غني تئاتري را پرورش داده است.

تجربه‌هاي تازه‌ي بسياري از تئاتري‌هاي كشورمان با احتساب اين گرايشات تازه شكل مي‌گيرند. سعي مي‌كنند تئاتر را دوباره به ابزاري جهت حمايت و ايجاد تغييرات لازم در جامعه تبديل كنند. شعار افكت تنها براي افكت كارش را خوب انجام داده، هرچه كرده بس است. حالا وقت آن رسيده كه از اين افكت‌ها براي دستيابي به اهدافي معني‌دار استفاده كنيم.    


وين هندمن (1922 -)، كارگردان هنري

متولد منهتن نيويورك است، در 1963 گروه تئاتر مكان امريكايي را به همراه سيدني لنيير و مايكل تولن بنا كرد و  كارگردان هنري آن بود. وي نقش عمده‌اي در يافتن شيوه‌هاي تازه و جذاب نوشتن و بازي و ترويج و آموزش آنها در تئاتر امريكا دارد. برنامه‌هاي آموزش هنري او به خصوص از ادبيات تا زندگي موفق ظاهر شده‌اند. هندمن بيش از پنجاه سال است كه به تدريس در كلاسهاي حرفه اي بازيگري خود مشغول است، بسياري از چهره‌هاي سرشناس تئاتر و سينماي امروز از شاگردان او بوده‌اند.

 

يك تغيير مداوم در تئاتر ما كه هنوز هم جريان دارد و منعكس‌كننده‌ي چيزي است كه در خود جامعه در حال رخ دادن است ظهور آگاهي فردي نسبت به تشكيل و تلاشي انواع گروههاي مختلف در اجتماع است. اينها خود را روي صحنه به نمايش مي‌گذارند و مخاطبان خود را هم پيدا مي‌كنند. تئاتر سياه هنوز در حال شكل‌گيري است، حال نمايشنامه ‌نويسان سياه پوست داريم و مخاطبان سياه و بي‌شمار بازيگر سياهي كه حالا مي‌توانند بازي را حرفه‌ي خود بنامند.

اين روزها تئاتر فمنيستي داريم، و مخاطب فمنيست. تئاتر هم.جنس‌.گرايان و مخاطبان هم.جنـ.س‌.گرا هم داريم. آسيايي‌هاي امريكا هم دارند تئاتر خودشان را مي‌سازند. حتي براي نمايش‌هاي غيرعادي معاصر و تئاتر آوانگارد هم مخاطب خودش را تربيت كرده‌ايم. من همه‌ي اينها را حسن ماجرا مي‌دانم. اين نه تنها مفيد حال گروههاي بخصوص است، كه ظرفيت تحمل تماشاچي عام را هم بالا مي‌برد.

تغيير ساختار عمده‌اي هم تازگي‌ها رخ داده و آن محو شدن مرز ميان تئاتر انتفاعي و غيرانتفاعي است. نهادهاي اصلي كه بيشترين حمايت را از رشد موسسات تئاتر غيرانتفاعي دهه شصت مي‌كردند اولويت‌بندي‌هاي خود را بازبيني كرده‌اند. حالا پاندول از سوي تئاتر غيرانتفاعي به سويه ديگر مي‌رود. اما هنوز هم موسسات براي دوام خود محتاج سرمايه‌اند. پس تعجبي ندارد كه به دنبال منابع سرمايه‌ي تازه و روش‌هاي سوددهي جديد باشند. موفقيت هنوز هم در امريكا معني دارد و موفقيت در بازار حرف اول را مي‌زند. موسسات غيرانتفاعي در تقلا براي بقا از همان معيارهاي تئاترهاي بازاري استفاده مي‌كنند و بر سر ديده شدن، شهرت و اقبال در حال رقابتند.

در دهه شصت تئاترهاي غيرانتفاعي با خلق تئاتري متفاوت با تئاتر بازاري برادوي مقابله مي‌كردند. مي‌كوشيدند بر اين نگاه كه منتقد «اثر را انتخاب و ارزش‌گذاري مي‌كند» غلبه كنند. روح دهه شصت ضدتشكيلاتي بود. اما دهه هفتاد دچار ازدياد نمايش‌ها و تمرين ها در محل سالن‌هاي برادوي يا تئاترهاي محلي است، همان روند ارائه‌ي محصولات به داوراني كه آنها را براي بازار نمايش انتخاب مي‌كنند. اين موقعيت تازه موجب آميختن تئاترهاي انتفاعي و غيرانتفاعي با هم شده، و گويي باز انتخاب منتقد است كه دوباره بر همه چيز مستولي مي‌شود.

اين تنها موقعيت را بغرنج‌تر مي‌كند. تئاتر آن‌قدر هزينه‌ساز شده كه تهيه‌كنندگان تجاري اغلب به تئاترهاي غيرانتفاعي رو مي‌آورند تا بلكه اين مرحله آزمون بتواند بخشي از خسارات مالي‌شان رزا تخفيف دهد و از سوي ديگر تئاترهاي غيرانتفاعي هم كه نيازمند كمك سرمايه‌ي تهيه‌كنندگان تجاري هستند از آنها استقبال مي‌كنند. آنچه به ظاهر مزيتي دوجانبه مي‌رسد در اصل رابطه‌اي بغرنج است كه به هردو طرف لطمه مي‌زند.


روشل اوونز (1936 -)، نمايش‌نامه‌ نويس

شاعر، مترجم، نمايش‌نامه نويس و هنرمند. وي بيش از سي و پنج سال از جمله شخصيت هاي جهاني تاثيرگذار در تئاتر آوانگارد بود. چندين مجموعه نمايش‌ منتشر كرده. از طلايه‌داران نهضت تئاتر تجربي برادوي بوده و خلاق و جدل‌انگيزترين نويسنده نسل خود بشمار مي‌رود. جايزه‌هاي فراوان برده و در بسياري دانشگاهها درس داده است.

 

 

از خوش‌اقبالي‌ام بود كه يكي از پيش‌گامان آغاز جنبش تئاتر تجربي برادوي شدم، جرياني كه نيروي مسلط تئاتر آوانگارد امريكا در اوايل دهه‌ي شصت بود و هنوز همان قدر پرانرژي و پويا به حيات خود ادامه مي‌دهد و قشر بزرگي از جمعيت امريكا را در كنار نمايش‌نامه‌نويسان، كارگردانان، و مخاطبان خود دربر گرفته. براي من روشن است كه همه تغييراتي كه طي اين سالها رخ داده و حال با عنوان تئاتر تجربي شناخته مي‌شود در اصل استمرار جهت‌يافته‌ي همان فعاليت‌هايي است كه در اوايل دهه شصت آغاز شد.

برخي از ما علي‌رغم دلبستگي‌ و دغدغه‌هاي متفاوتي كه نسبت به تئاتر داريم دوست داريم شاهد تحولاتي مستمر در ساختار تئاتر خود باشيم. اول از همه يارانه‌ي تئاتر بيشتري مي‌خواهيم. دوم اين‌كه سودمندتر بود اگر حداقل پنج منتقد چرخشي هم‌رتبه و لايق در نيويورك تايمز داشتيم كه ترجيحا دوتايشان زن بودند. بايد به هركدامشان دو روز براي نوشتن نقدهاشان اختصاص بدهند. ضمنا اميدوارم كه جايزه پوليتزر را به جاي پسرك‌هاي اعجوبه‌اي كه معلوم نيست يك‌دفعه از زير كدام بته درمي‌آيند و يك نمايش‌ نوشته‌اند، همان عزيزان دل‌ «داور»هاي محترمي كه سر ميز پيك‌نيك تابستاني‌شان نشسته‌اند و تصميم مي‌گيرند، به نمايشنا‌مه‌نويساني اهدا كنند كه توانسته‌اند مجموعه‌ آثار ارزشمند و درخور توجهي از خود به جا بگذارند.


بازگشت به مطلب اصلي: تئاتر تجربي امريكا از نگاه چهره‌هاي دهه شصت و هفتاد

كارل وبركريستال فيلدفينگلدكافكاستلانتزمگان تريروشل اونزپاتريكشنيرمنكورنفلد



نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي: