فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

 

مگان تري (1932 -)،

نمايشنامه‌نويس

 

نويسنده و نمايش‌نامه نويس امريكايي پركار و با شهرت جهاني متولد سياتل واشنگتن كه روزهاي هشتاد سالگيش را مي‌گذراند  از كودكي شيفته‌ي تئاتر بود و از هفت سالگي كار خود را شروع كرد. او را مادر تئاتر فمينيست امريكا مي‌خوانند. وي در 1994 به خاطر خدمات شايان توجهي كه به حرفه‌ي تئاتر در امريكا ارائه داده به عضويت دائمي كالج هيئت اعضاي تئاتر امريكا برگزيده شد.

 

 

 

 


  • تئاتر در امريكاي دهه‌ي شصت دستخوش تحولات بسيار شد و به دنبال آن نگرش دوران به نمايش، فنون بازي و كارگرداني، مخاطب، محيط اجرا، و نظريه‌ي نقد تئاتر هم دچار تغييرات و اصلاحات بي‌شماري شد تا با روح دوران خود‌ همساز شود. حال در دهه‌ي هفتاد دوباره شاهد تغييرات پرشتابي در دامنه‌ي تئاتر تجربي و مهم‌تر از همه رابطه‌ي آن با جرايد، دانشگاهها، نهادها، بنگاه‌هاي تئاتر، مخاطب و ساير هنرها هستيم.شما به عنوان فردي كه در طول هردو دهه در زمينه تئاتر فعاليت داشته‌ايد چه برداشتي از اين تغييرات به وجود آمده داريد؟

نمي‌خواستم به نيويورك بروم. بعد از يك شب اجراي نمايشي تك پرده‌اي در سياتل بود كه منتقدان محلي و فشارهاي اجتماعي مرا پس زدند. نمايش من و يوجيل اونيل را. گفتند نمايش‌هاي من و اونيل به درد مضحكه‌ خانه‌هاي اسكيدراو مي‌خورد. اميدوار بودم نيويورك مهمان نوازتر باشد اما نبود.

در 1956 با كوله‌باري از نمايش‌هاي كامل و تك‌پرده‌اي به نيويورك رسيدم. هيچ‌كس نمي‌خواست نمايش‌هايم را اجرا كند. هيچ‌كس هم مرا به عنوان بازيگر انتخاب نكرد. مي‌گفتند تيپ مناسبشان نيستم. بالاخره كاري در نقش معشوقه‌ي يك هفت‌تيركش در يك سريال تلويزيوني نيويوركي براي خود دست‌وپا كردم. بعد از كلي سر و كله زدن آخر با مشت رفتم تو شكم توليد‌كننده. او هم گفت ديگر نمي‌گذارد هنرپيشه تلويزيوني بمانم. هنرپيشه نشدم.

از اين سندروم تيپ‌گزيني منزجر بودم و تصميم گرفتم فقط نمايشنامه بنويسم چون تا وقتي كه استعداد بازي نقش را داشتي ديگر فرقي نمي‌كرد چه تيپي هستي. نمايشنامه‌هاي استحاله‌اي من از همين انگيزه نشات گرفتند. تا پنج سال قبل از اينكه جو چايكين را ملاقات كنم نمايش‌هاي ملكه دوشيزه‌ كوپر سابق با يك بسته قرص و رئاليست جادويي و ديگر نمايش‌هاي استحاله‌اي خود را نوشتم. وقتي در 1963 كار خودم را با گروه تئاتر باز شروع كردم آگاهانه تصميم داشتم تا تئاتر را آنطور كه رويايم بود و درباره‌اش خوانده بودم بسازم.

درست وقتي كه در آستانه‌ي پيشرفت‌هاي عمده در زمينه بازيگري، نمايشنامه‌نويسي و كارگرداني بوديم مجبور شديم همه نيرويمان را صرف توقف جنگ ويتنام كنيم. خيلي از كارها به تعويق افتاد و كارهاي ديگر به ضرورت نياز آن دوران در برخورد با مسئله جنگ شتاب گرفتند. ويت‌راك را اينطوري ساختيم، بسته به ضرورت. زنها مجبور شدند نقش مردان را بازي كنند، بازيگرهاي زن در نقش مردم ويتنام ظاهر شدند چون مردان كافي در گروه مان نداشتيم و آنهايي هم كه داشتيم گروه را براي پيدا كردن شغلي دستمزد دار رها مي‌كردند. 

ما با نمايش‌هاي استحاله‌اي خود توانستيم دموكراسي را به تئاتر بياوريم. مي‌توانيد در دهه هفتاد  شاهد نتايج آن در تئاتر برادوي و تلويزيون باشيد. وقتي اولين بار به تئاتر رفتم افراد فقط از كله به بالايشان بازي مي‌كرد. تئاترشان تئاتر «رفتار خوب»، تئاتر «تحرك صعودي» بود. مردم بيشتر تئاتر مي‌رفتند تا طرز لباس پوشيدن، در خلسه سيگار كشيدن، و ريختن نوشيدني با لبخندي معوج و صحبت كردن با لهجه نيمچه بريتانيايي را ياد بگيرند.

تئاتر امروز امريكا بيشتر نماينده خود امريكايي‌ها است. هنوز هم راه زيادي براي رفتن مانده اما اين تحول بزرگ در نتيجه شكوفايي خلاقيت در دهه شصت از تولدي اصيل حكايت مي‌كند. به رغم ادامه واردات انگليسي فكر مي‌كنم كم‌كم داريم بر عقده‌ي اديپ خود نسبت به انگليسي‌ها غلبه مي‌كنيم.

در حال حاضر آثار دهه شصت در سراسر كشور در گروههاي كوچك تئاتري، تئاتر سياهان، تئاترهاي فمينيستي و محيط‌هاي دانشگاهي جريان دارند. اين را مي‌دانم چون طي هفت ماه گذشته به تمام اين تئاترها سر زده‌ام. گسترش چيزي كه فكر مي‌كردم سي سال طول بكشد دارد در كمتر از ده سال هضم و منتشر مي‌شود.

 

نقاشان و مجسمه‌سازاني كه اعضاي تئاتر هم هستند حال جريان آوانگارد نيويورك را در دست دارند و بر «نگاه»، «سبك»، و «فرم» تاكيد مي‌كنند. چايكين و بازيگران تئاتر باز كوشيدند تخيل بازيگر را در سايه حضور بازيگر رها كنند. نشان داديم كه محصولات كامل و هيجان‌انگيز تئاتري را مي‌شود بدون هيچ چيزي و تنها توسط بازيگران و دو نيمكت و چهار تا صندلي يا حتي صحنه‌ي كاملا خالي آفريد. نه تنها مسائل اقتصادي در ميان بود، كه لازم هم بود قدرت محض تخيل بازيگر و توانايي بازيگر در خلق مكان و صحنه تنها بواسطه قدرت باور و تكنيك تام، و از طريق استحاله‌ي  شخصيت و نيز استحاله‌ي زمان و مكان به نمايش گذاشته شود.

در اين حين، تمام نمايشنامه‌نويسان دهه شصت كه در كنارشان رشد كردم هنوز هم با قدرت شگفت‌انگيز خودشان مشغول كارند. محتوا پربارتر از هر زماني است. (شاهد: ففو و دوستانش اثر فورنرز،‌ سم شپارد، جف ويس، رونالد تاول، روشل اوونز، اسپايدرومن). نويسندگان تازه اي هم كه روي كار آمده اند با استعدادند (جنون موقتي جوديت كاتز و بنو بليمپي آلبرت اينوراتو).

معتقدم كه اكتشاف‌هاي بازيگري و نمايش‌نامه‌نويسي كه در واقع كشف دوباره دهه شصت است و ابداعات صحنه و طراحي دهه هفتاد همچنان پرقدرت ادامه دارند. نتيجه آن تئاتر پربار تصويري، روشنفكري و احساسي دهه هشتاد است كه تا انتهاي اين قرن هم ادامه خواهد داشت.


بازگشت به مطلب اصلي: تئاتر تجربي امريكا از نگاه چهره‌هاي دهه شصت و هفتاد

كارل وبركريستال فيلدفينگلدكافكاستلانتزمگان تريروشل اونزپاتريكشنيرمنكورنفلد


کلمات کلیدی: تئاتر تجربي ، مگان تري ، برادوي

نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي: