فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

 

 

 

لارنس كورن‌فلد

(1930 -)، كارگردان

كارگردان پرتلاش و شاخص كارگرداني دهه‌هاي شصت و هفتاد امريكا كه تجربه‌ي كارگرداني، دستيار كارگرداني و مديريت اجرايي بسياري از تئاترهاي تجربي برادوي همچون تئاتر زنده را دارد و خود بنيان‌گذار گروه تئاتر شاعران جودسون (كه به خاطر كارگرداني برجسته‌ي نمايش‌هاي گرترود استين در كنار ال كارمينز مشهور شد) و تئاتر نيوسيتي بوده. مدتي رئيس هيئت امور هنري دولت و استاد مدرسه نمايش دانشگاه ييل شد و حالا بازي هم مي‌كند. وي در تعريف سبك آوانگارد در تئاتر مدرن و آنچه در محتوا و اسلوب تئاتر «پست‌مدرن» امروزي رخ مي‌دهد نقش قابل توجهي داشته است.

 

 

 

 


  • تئاتر در امريكاي دهه‌ي شصت دستخوش تحولات بسيار شد و به دنبال آن نگرش دوران به نمايش، فنون بازي و كارگرداني، مخاطب، محيط اجرا، و نظريه‌ي نقد تئاتر هم دچار تغييرات و اصلاحات بي‌شماري شد تا با روح دوران خود‌ همساز شود. حال در دهه‌ي هفتاد دوباره شاهد تغييرات پرشتابي در دامنه‌ي تئاتر تجربي و مهم‌تر از همه رابطه‌ي آن با جرايد، دانشگاهها، نهادها، بنگاه‌هاي تئاتر، مخاطب و ساير هنرها هستيم.شما به عنوان فردي كه در طول هردو دهه در زمينه تئاتر فعاليت داشته‌ايد چه برداشتي از اين تغييرات به وجود آمده داريد؟

وقتي دوره‌ي كارآموزي تئاتر خود را در 1957 با گروه تئاتر زنده شروع كردم به جز جولي باواتسو هيچ چيز تجربي در تئاتر نيويورك وجود نداشت. تا 1969 لاماما، كافه‌چينو، جودسون، جنسيس و چند گروه تجربي برادوي هم روي كار آمدند كه نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان تجربي پرورش مي‌دادند. در 1973 همه تئاترها غير از برادوي از دور افتاده بودند و تئاتر كافه‌اي برادوي هم در حال تغذيه‌ي تئاتر رسمي با توليدات خود بود.

حال تئاتر امريكا شامل شبكه‌اي از تئاترهاي محلي است كه همگي به عنوان بخشي از تشكيلات تئاتر دولتي فعاليت مي‌كنند و طناب‌ بندبازي هنري و مديريتي‌‌شان را در دو سر ملائت و مراتبط بسته‌اند.

حال اقتصاد تئاتر وابسته به نهادهاي عمومي و خصوصي است كه بسته به خدماتي كه گروههاي تئاتر به مخاطب تعميم‌يافته‌ي امريكايي ارائه مي‌دهند پاداش مي‌دهند. تئاتر تجربي كه معمولا مخاطب خاص بسياري دارد (ويلسون، تارپ و ديگران) مبلغ ناچيزي دريافت مي‌كند تا نهادها قانونا مدعي شوند كه در اعتلاي هنر مي‌كوشند.

چهره‌هاي قديمي‌تر تئاتر تجربي‌-كافه‌اي برادوي مثل فورنز، كارمينز، الن استوارت، شپارد و من و ديگران همگي تا حدودي به كار و/يا توليد مشغوليم حال مخاطبي در كار باشد يا نباشد. ما به مثابه تئاتر پابرجا اما نامتعين غيرتشكيلاتي قديمي رو به جلو حضور داريم.

تاثيرات نقاشي پست اكپرسيونيست، نظريه‌ي احتمال، و جنبش پتانسيل انساني كمتر شده و حال همه ما سعي مي‌كنيم صداي خود را بيشتر در قالب آگاهي سياسي-روانشانختي و در تقابل با فلسفه‌ي زيبايي‌جامعه‌شناختي دهه‌هاي پنجاه و شصت تعريف كنيم.

حال تئاتر درون جامعه جاري است و مي‌كوشد انباشته‌اش كند. آن وقت‌ها تئاتر خارج از جامعه بود، و مي‌خواست شكلي براي جامعه پيدا و تعريفش كند.

امروزه احساس امريكا اين است كه تئاتر چندان هم خاص نيست. تماشاگراني حضور مي‌يابند كه مثل دهه شصت بخشي از اجتماع نيستند. مي‌شود گفت اكنون تماشاگر بيشتر درگير رقص از نوع كلاسيك و مدرن آن است، اما همان هم رو به تقليل است.

دهه شصت براي تئاتر دوره‌ي تماشاچي بود، اما دهه هفتاد تبديل به سالهاي كناره‌گيري و درون‌گرايي هنري فردي شده است. ديگر آنقدر هيجان‌انگيز نيست اما همان اندازه خلاقانه است.

در دهه شصت مشغول كشف فرم بوديم؛ در دهه هفتاد در حال كاوش تجربه‌ايم. ديگر لازم نيست هميشه روي لبه تيغ حركت كنيم، گاهي لازم است به عمق برويم.


بازگشت به مطلب اصلي: تئاتر تجربي امريكا از نگاه چهره‌هاي دهه شصت و هفتاد

كارل وبركريستال فيلدفينگلدكافكاستلانتزمگان تريروشل اونزپاتريكشنيرمنكورنفلد



نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي: