فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

 

 

 

اسـتنلي كافمن (1914 - )، منتقد

 

نويسنده، منتقد فيلم و منتقد تئاتر متولد نيويورك كه حال در نود و نه سالگي خود (اگر هنوز زنده باشد) چيزي شبيه روزنامه‌نگار فرتوت گابريل گارسيا ماركز است. از 1958 براي نيوريپابليك مي‌نوشته و هنوز هم در همان مجله به نقد فيلم مي‌پردازد.

 

 

 


  • تئاتر در امريكاي دهه‌ي شصت دستخوش تحولات بسيار شد و به دنبال آن نگرش دوران به نمايش، فنون بازي و كارگرداني، مخاطب، محيط اجرا، و نظريه‌ي نقد تئاتر هم دچار تغييرات و اصلاحات بي‌شماري شد تا با روح دوران خود‌ همساز شود. حال در دهه‌ي هفتاد دوباره شاهد تغييرات پرشتابي در دامنه‌ي تئاتر تجربي و مهم‌تر از همه رابطه‌ي آن با جرايد، دانشگاهها، نهادها، بنگاه‌هاي تئاتر، مخاطب و ساير هنرها هستيم.شما به عنوان فردي كه در طول هردو دهه در زمينه تئاتر فعاليت داشته‌ايد چه برداشتي از اين تغييرات به وجود آمده داريد؟

1. تفاوت عمده ميان تئاتر تجربي دهه‌هاي شصت و هفتاد آن است كه تئاتر دهه هفتاد كمتر سياسي است. هنوز هم بحث‌هاي سياسي و موضوعات اجتماعي قابل توجه دركارند (مثل مواد مخدر و زندان‌ها) اما به نظر مي‌رسد كه محتواي انقلابي سياسي اثر تجربي شديدا كمرنگ شده. بحث‌انگيزترين گروههاي تازه‌كاري كه در سال هاي اخير در نيويورك ظهور كرده‌اند – مثل بنياد بيرد هافمن، تئاتر اونتولوژيكال‌-هيستريك، و كمپاني مابو ماينز – هيچ نوع ملاحظات سياسي قابل توجهي ندارند.

روشن است كه علت چنين تغييري هم پايان يافتن جنگ ويتنام است. اما همين واقعيت شكي عطف ماسبق در خصوص مشروعيت سياست‌هاي دهه شصت به وجود مي‌آورد چون به اين معناست كه بيشتر فعاليت‌هاي جوانان اين كشور برضد جنگ ويتنام سياسي نبوده كه خودنگهدارنده/محافظه‌كارانه بوده است. اين را قبلا هم گفته‌ام و دانشجويان به رگبارم بسته‌اند اما نه آنقدر كه از تكرارش منصرف شوم. شخصا اين را دليل كم‌اهميتي نمي‌بينم اما دليلي سياسي هم نيست. اگر همه گروههايي كه نمايش‌هاي ضدجنگ ترتيب مي‌دادند به جاي نفرت سياسي آني و يا ميل به حفظ خود و/يا دوستان متاثر از باورهاي قوي‌تر سياسي بودند تئاتر سياسي اينطور تحليل نمي‌رفت.

 

2. اما تئاتر «ضد ادبي» هنوز پايان نيافته. برخي مفسران معتقدند كه تقويم گذر يك دهه را نشان مي‌دهد پيشگويي تغيير حتمي است. ما در طول دهه شصت آثار ضد ادبي بسياري داشتيم، پس (بله پس احتمالا) دهه هفتاد بايد متفاوت باشد. اما ظاهرا همان تعداد از گروهها به روال سابق مشغول كارهاي غيرادبي هستند؛ و همينطور همان ميزان نمايشنامه‌نويس غيربازاري مشغول نوشتن نمايشنامه‌هاي غيربازاري‌اند.

اما هنوز هم فكر مي‌كنم رابطه‌اي بين تئاتر نوشتاري و غيرنوشتاري برقرار است. اگر نمايش‌هاي خوب بيشتري وجود داشت حتما تئاتر غيرادبي كمتري به وجود مي‌آمد. ضمن كلي‌گويي و پذيرش امكان استثناها فكر مي‌كنم وقتي يك گروه از نمايش‌هاي تازه دلسرد مي‌شود ايده‌ي تئاتر «اجرا» براي امكان ادامه فعاليت چنين گروهي تقريبا الزامي مي‌شود. (كي دوست دارد باز هم «نسخه»ي ديگري از هملت يا طبيب اجباري را اجرا كند؟) به عبارت بهتر، اگر چنين گروههايي متون تازه‌اي مي‌يافتند كه مجذوبشان كند مخصوصا در روزهاي نخستين قبل از حكم اضطرار، حتما فلسفه‌ي ديگري پيش مي‌گرفتند.

در تئاتر سنتي امروز خواندن بازيگر از روي متن گناه كبيره محسوب مي‌شود. فكر مي‌كنم اين عمل زماني خطا به حساب آمد كه برخلاف گذشته كارگردانهاي معدودي به بازيگر خود اجازه خواندن از روي نوشته‌ را داده‌اند. در تئاتر تجربي هم جستجوي مواد مناسب توسط اعضاي گروه به جاي تكيه بر متون از الگوي مشابهي پيروي مي‌كند. اين كار حتما نتايج مثبتي به دنبال داشته، نتايجي عالي. اما بعيد مي‌دانم كه بيشتر اين گروههاي «اجرا» به راحتي از متني قادر باشد به هيجان درآوردشان رو گردان مي‌شدند.

 

3. دكترينِ مونيسم همچنان دست‌وپا گير است. تئاتر يا اين است يا آن. اما نه براي من. شش ماه بعد از آن كه گروتوفسكي توانست زندگي تخيلي مرا وسعت بخشد، نمايش خطي ناتوراليستي بوئزمان و لنا دقيقا همين تاثير را در من داشت.


بازگشت به مطلب اصلي: تئاتر تجربي امريكا از نگاه چهره‌هاي دهه شصت و هفتاد

كارل وبركريستال فيلدفينگلدكافكاستلانتزمگان تريروشل اونزپاتريكشنيرمنكورنفلد



نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي: