فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

 

 

ســَم شپــارد (1943 -)، نمايشنامه‌نويس

در حال حاضر 69 ساله است؛ در مقام نويسنده، نمايش‌نامه نويس و بازيگر جايزه‌هاي بسيار برده و هنوز هم به خاطر صراحت بيان، سبك خاص و شناخت عميق امريكاي مدرن شهرت دارد. هنوز در سينما و روي صحنه بازي مي‌كند، كارگردان فيلم و تئاتر و موسيقي‌دان است و مجموعه داستان‌هاي كوتاه، مقاله و خاطره‌نگاري‌هايي از خود به جا گذاشته.


  • تئاتر در امريكاي دهه‌ي شصت دستخوش تحولات بسيار شد و به دنبال آن نگرش دوران به نمايش، فنون بازي و كارگرداني، مخاطب، محيط اجرا، و نظريه‌ي نقد تئاتر هم دچار تغييرات و اصلاحات بي‌شماري شد تا با روح دوران خود‌ همساز شود. حال در دهه‌ي هفتاد دوباره شاهد تغييرات پرشتابي در دامنه‌ي تئاتر تجربي و مهم‌تر از همه رابطه‌ي آن با جرايد، دانشگاهها، نهادها، بنگاه‌هاي تئاتر، مخاطب و ساير هنرها هستيم.شما به عنوان فردي كه در طول هردو دهه در زمينه تئاتر فعاليت داشته‌ايد چه برداشتي از اين تغييرات به وجود آمده داريد؟

 

شپارد:  به نظرم عجيب است كه بشود درباره موضوعي چون تئاتر تجربي حكمي قطعي داد. اگر تجربه‌گري هماني است كه به قدم گذاشتن در دنياي ناشناخته به اميد شناختن آن تعبير مي‌شود، پس لابد هربار كه چنين قدمي برداشته مي‌شود از دفعه‌ي قبل تازه‌تر است. چيزهاي بسياري را با خود برمي‌داري و دنبال مي‌كشي اما وقتي زمان خروج از مرز اين دنيا مي‌رسد همه‌شان را رها مي‌كني. اگر باز هم به آنها بچسبي مي‌بيني درست در همان جايي مانده‌اي كه شروع كرده بودي و بايد از نو شروع كني.

خاطرات من از دهه شصت و تئاترهاي تجربي‌كافه‌اي برادوي و حواشي لوئر ايست‌سايد چيزي مركب از داروهاي توهم‌زا، تاثير آن مواد در ادراك من از چيزهايي كه بهشان برمي‌خوردم و تاثيرشان در درك من از خود، جنگ ويتنام و همه چيزهاي ديگري بود كه حالا همه گذشته‌اند. تنها چيزي كه هنوز باقي است و همچنان به عنوان تنها ايده‌ي مهم دوام يافته، ايده‌ي آگاهي است. چطور اين ايده در اختيار تئاتر قرار مي‌گيرد؟ اغلب اين طور جا افتاده كه بقيه شكل‌هاي هنري تا حدودي با آگاهي سر و كار دارند. موضوع نقاشي ديدن است، موضوع موسيقي شنيدن. موضوع مجسمه‌سازي فضاست اما موضوع تئاتر كه با همه اين‌ها و بيشتر هم سر و كار دارد چيست؟ شايد قلمرو در دسترس اتفاق نمايشي آنقدر وسيع است كه بايد به اجزاي تشكيل‌دهنده‌ي آن يعني پي‌رنگ، شخصيت، مجموعه، لباس، نور و غيره محدود شود تا در قالب آنچه مي‌دانيم بگنجد. در نتيجه هرچيز خارج از اين دامنه «تجربي» مي‌شود.

فكر نمي‌كنم كه تئاتر امريكا در نتيجه آنچه در دهه شصت اتفاق افتاد تغيير عمده‌اي كرده باشد. فقط چيزهايي به آن اضافه شده. در كل نحوه‌ي برخورد جرايد همچنان همان‌طور است كه با هر چيز تازه روبرو مي‌شوند، شيفتگي محض يا خشم بي‌درنگ. محتواي عمده‌ي حرف‌هايي كه در واكنش با آثار من رفت اين بود «اگر با اين‌طور چيزها حال مي‌‌كنيد خيلي خوب است و او هم مي‌داند چطور از عهده‌اش برآيد اما بالاخره چه وقت مي‌خواهد دست از عياشي بكشد و يك تئاتر نو‌ي امريكايي واقعي به ما بدهد».

واضح است كه تئاتر نو توانسته مخاطبي براي خودش دست و پا كند، تئاتري كه خطر مي‌كند و بخت خود را در كشف ابعاد تازه‌ و متفاوت از آنچه تاكنون ديده و شنيده‌ايم مي‌آزمايد. تماشاگر است كه نياز به تئاتر را به عنوان شكلي هنري به وجود مي‌آورد و اين نياز با محبوبيت عامه يا حتي شكست اثر قابل سنجيدن نيست. همين نياز است كه فرد را به نوشتن وامي‌دارد.


بازگشت به مطلب اصلي: تئاتر تجربي امريكا از نگاه چهره‌هاي دهه شصت و هفتاد

كارل وبركريستال فيلدفينگلدكافكاستلانتزمگان تريروشل اونزپاتريكشنيرمنكورنفلد



نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي: