• سخنران: فرزانه دوستی
  • ارائه شده در سیزدهمین هم اندیشی حلقه شناسی نشانه شناسی محیط زیست, 1396 در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.

چکیده

در میان نحله‌های فکری متفاوتی که اواخر قرن بیستم تخریب طبیعت و محیط‌زیست را مسأله‌ی خود دانسته‌اند، اکوفمینیسم جایگاه ممتاز و متمایزی دارد. با طرح ایده‌ی اکوفمینیسم توسط «فرانسواز دوبون»، تقریباً نخستین‌بار بود که کسی مقوله‌ی سلطه، جنسیت و محیط‌زیست را درارتباط باهم می‌دید. از نگاه اکوفمینیسم، ماهیت و کارکرد نگاه سلطه‌مدار با زنان و سایر انواع فرودست «فرهنگی» همان‌گونه تا می‌کند که با فرودستان «طبیعی» یعنی حیوانات و منابع و محیط‌زیست. به‌عبارتی الگوی تخریب ماهیت و هویت در هردو به‌یک شیوه است. به‌همین سیاق، اکوفمینیسم همچنان که دغدغه‌های فلسفی، الهیاتی، جامعه‌شناختی و محیط‌زیستی دارد، گرایشات سیاسی و عملگرا هم دارد. می‌توان نحله‌های مختلفی از اکوفمینیسم را براساس اندیشه و عمل سیاسی که در پیش می‌گیرند، شناسایی کرد و درمجموع همه این نحله‌ها فصل مشترکی دارند و آن پرسش از ساختارهای قدرتی است که زنان و طبیعت را در فرهنگ‌ها، محیط‌ها و شرایط تاریخی و سیاسی مختلف به بند کشیده‌اند. در ادبیات اکوفمنیستی هزاره‌ی سوم، ژانر فانتزی/دیدمانی/علمی‌تخیلی در خدمت ایده‌های اکوفمنیستی قرار می‌گیرد که دستمایه‌ی اصلی‌شان جایگاه حقیقی انسان در دوگانه‌ی طبیعت/فرهنگ، واسازی نگاههای مسلط ایدئولوژی اومانیستی به طبیعت، یا احیای آرمانشهر مادرسالار در تمدن‌های پیشاتاریخی است. بنابراین آرمان/ویران‌شهرها در رویکردی خودواسازانه به موضوع اصلی آثار تخیلی مارگارت اتوود، کارول امشویلر و برخی داستان‌های جویس کرول اوتس تبدیل می‌شوند. اما اشکالی اساسی در رویکرد اکوفمنیست‌ها به مفاهیم «طبیعت» و «جنسیت» وجود دارد و آن ذات‌گرایی نهفته در تعریف این‌دو است. غالبِ نشانه‌شناسان چنین دیدگاهی را مردود می‌دانند و در تقابل دوگانه طبیعت/فرهنگ جانبِ فرهنگ را می‌گیرند – همه به‌جز نشانه‌شناسان زیست‌بوم‌گرا. این مقاله درصدد است با گریز به مبانی بوم‌نشانه‌شناسیِ کالوی کول (Ecosemiosis) صورت‌بندی جدیدی از اکوفمنیسم معرفی و برخی اشکالات این رویکرد را، با تعمیم آن به ساحت نشانه‌شناسی بوم‌گرا، اصلاح و بازخوانی کند. «بوم‌شناسی به‌مثابه روش» می‌تواند با مستحیل کردن فرهنگ در طبیعتِ اکوسیستم، آن را به‌عنوان بخش تاثیرگذاری از اکوسیستم بپذیرد و با ابطال نگاههای افراطی اکوفمنیسم و نیز فرهنگ‌گرایان، پیشنهادی برای خوانشی بینابینی از جنسیتِ طبیعت و فرهنگ ارائه کند.



۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *